
مارزنگی بوسیله تابش های فروسرخ ایجاد شده توسط طعمه بوجود آن پی مي برد.سراسری87 مي خواهم نکته بعدی را یادداشت کنم کة دستم مي ایستد!مار زنگی...مارزنگی...صدای زنگ در گوشم اکو مي شود...داشتم چه کار مي کردم؟ مي خواستم نکات ترکیبی هیدر را بنویسم؟ یا مسائل ژنتیک را حل کنم و در دنیای الل ها غرق شوم؟ یا مي خواستم آرزوی يک روز خوب را کنم؟ يک روز گرم تابستانی است و من روی تراس خانه باغ دراز به دراز افتاده ام و غرق در نکات مختلف زیست شناسی به اين فکر مي کنم کة ای کاش يک روز خوب هر چه زودتر بیاید! به بسته ی پاستیل کنارم نگاه میکنم کة تا چند دقیقه پیش پر از مارهای رنگارنگ ب...
ادامه مطلب
صدای روشن شدن موتور های جیپ شنیده مي شود. طناب ها به دور دست و پایش محکم شده اند...امروز، روز قربانی شدن اسماعیلی دیگر است. اما امروز ابراهیمی نیست که اسماعیلش را به قربانگاه بیاورد...امروز خود اسماعیل قدم به قربانگاه گذاشته است و جان در کف منتظر معراج است. اینجا در خاک عراق، یکی ديگر از عشاق حسین(ع) قرار است عاشورایی عروج کند...اینجا اهریمنی لانه دارد که به خون اسماعیل ایران تشنه است. ترس در چشمان دَد های زمانه دو دو میزند، که مبادا اين عقاب دوباره بال و پر بگیرد و نابودشان کند. دریغ از آنکه ایران از اين عقاب ها و قهرمانان کم ندارد...! عقاب هایی که با پروا...
ادامه مطلب