کتاب تست شیمی2/داستان کوتاه
-
تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 18:39
خیره به کتاب تست شیمی 2 وجدول تناوبی چاپ شده روی جلد آن زانو هایش را در بغل جمع کرده بود و بین میز تحریر و کمد مچاله شده بودو به اين فکر میکردAs آستاتین بود یا آرسنیک؟ آن مکعبی که دست مندلیف کشیده شده روی جلد است و روی آن Ea حک شده است نام چه عنصری بود؟ اکا آلومینیم همان گالیم با دمای ذوب 30؟ در اين...
روز های خوب
-
تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 18:38
مارزنگی بوسیله تابش های فروسرخ ایجاد شده توسط طعمه بوجود آن پی مي برد.سراسری87 مي خواهم نکته بعدی را یادداشت کنم کة دستم مي ایستد!مار زنگی...مارزنگی...صدای زنگ در گوشم اکو مي شود...داشتم چه کار مي کردم؟ مي خواستم نکات ترکیبی هیدر را بنویسم؟ یا مسائل ژنتیک را حل کنم و در دنیای الل ها غرق شوم؟ یا مي خ...
غربت در وطن درد دارد..!
-
تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 18:38
صدای روشن شدن موتور های جیپ شنیده مي شود. طناب ها به دور دست و پایش محکم شده اند...امروز، روز قربانی شدن اسماعیلی دیگر است. اما امروز ابراهیمی نیست که اسماعیلش را به قربانگاه بیاورد...امروز خود اسماعیل قدم به قربانگاه گذاشته است و جان در کف منتظر معراج است. اینجا در خاک عراق، یکی ديگر از عشاق حسین(ع...
سقوط از طبقه صدم
-
تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 18:38
به زیر پاهایم نگاه ميکنم آل استار های دوست داشتنی سبز رنگم انگار روی سر مردم قرار دارند فاصله ای که از زمین دارم اصلا زیاد نیست یعنی اگر از اين بالا هم سقوط کنم فوقش دست و پایم مي شکند یا شاید هم دیگر نتوانم راه بروم . چشمانم را مي بندم قدم اول را بر میدارم اما، صبر ميکنم.اين ارتفاع برای من کافی نیس...
کتاب باید کاغذی باشد...
-
تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 18:38
معمار جلو مي آید و مي گوید: _ قیدار خان! سنگ رودخانه ای اگر پیدا مي کردید که قاطی کنیم با ملات و بریزیم توی پی، کار عمری مي شد...سیمان و بتنِ يک پارچه از دلش ترک مي خورد... قیدار به معمار مي گوید: برای عمری شدنش چیزی دارم که قاتی کنی با ملات و بریزی تو پی... قیدار فریاد مي کشد سر هاشم: _ کتاب ها را ...