به زیر پاهایم نگاه ميکنم آل استار های دوست داشتنی سبز رنگم انگار روی سر مردم قرار دارند فاصله ای که از زمین دارم اصلا زیاد نیست یعنی اگر از اين بالا هم
سقوط کنم فوقش دست و پایم مي شکند یا شاید هم دیگر نتوانم راه بروم . چشمانم را مي بندم قدم اول را بر میدارم اما، صبر ميکنم.اين ارتفاع برای من کافی نیست. نه! دوست ندارم اینجا زیادی پایین و پست است. من باید جای بلند تری باشم ارتفاع بالا تری! من اين همه بالا نیامدم و اين همه نگاه سال ها بیهوده منتظر زمین خوردن و سقوط من نیستند که فقط برای صدم ثانیه ای از ارتفاعی پست سقوط کنم و پوزخند بزنند از اول هم معلوم بود بیش تر از این بالا نمى روم و عرضه اش را ندارم.من تمام توانم رو برای بالا آمدن به کار نگرفته ام من باید پله های بیش تری را بالا بروم ! لذت سقوط از ارتفاع بلند تر، بیش تر است ، اگر برای من لذتی نداشته باشد حداقل برای آن پایینی ها که دارد. کنار میکشم من باید بالاتر بروم سقوط از اين طبقه کیفی ندارد. خواهرم میگوید اگر از طبقه سوم سقوط کنى حداقل دست و پایت مي شکند اما سقوط از طبقه صدم نابودت میکند.اما سقوط از طبقه صدم لذت دارد لذت دارد آن همه عرق بریزی و برسی آن بالا بالا ها آن جایی که آدم ها ديگر دیده نمى شوند و بی خیال همه شان مي شوی. تو هم از ان بالا برایشان غیر قابل دسترس مي شوی از طبقه سوم می توانی پوزخند بعضی هایشان را هم ببینی اما آن بالا ها فقط تو هستی و خدایت؛ از طبقه سوم هنوز شاید بتوانی میم دوست داشتنی ات را ببینی و دلت برایش بلرزد و پشیمان بشوی اما از طبقه صدم ديگر چیزی قابل دیدن نیست.از طبقه سوم که سقوط میکنی سریع زمین میخوری اما موقع سقوط از طبقه صدم پرواز هم میکنی و حداقل لذتی چند ثانیه ای نصیب تو هم مي شود. پایین افتادن از طبقه صدم به نظرم سقوط نیست صعود است.آدمی که برای رسیدن به آن بالاها به خودش اين همه زحمت داده است وقتی خودش را رها میکند قبلش تمام وابستگی هایش را به این دنیا رها کرده است.آدم از طبقه صدم سقوط نمى کند که،صعود میکند و پرواز را یاد میگیرد ديگر وقت برخورد ، جسمش است که به زمین رسیده و روحش قبل آن پرواز کرده است. من هم دلم همچین سقوطی مي خواهد مي خواهم آن بالاها باشم بی خیال دیگران مي خواهم سقوطم مساوی با صعودم باشد. اين عین بزدلی است آدمی که مي تواند خودش را به طبقه صدم برساند از ارتفاعی پست سقوط کند.سقوط، درد دارد حالا هر کجا باشی دردش وقتی بیش تر مي شود که تمام تلاشت را نکرده باشی و با بزدلی تمام از ارتفاعی پست سقوط کنى و فقط دستت بشکند و پرواز را تجربه نکنی و آدم های آن پایین هنوز پوزخندشان روی لب هایشان باشد. 536,112,000 ثانیه تمام از خدا عمر گرفته ام و از همان ثانیه اول پرواز را یاد داشتم اما باید سقوط کنم تا یادم بیاید.دلم يک سقوط دردناک مي خواهد اما قبل از آن تا جایی که بتوانم برای بالا رفتن تلاش خواهم کرد، برای لحظه لحظه زندگی پیش رو تلاش خواهم کرد و بالا می روم تا وقتی که سقوط کردم حداقل بتوانم لذت پروازی چند ثانیه ای را بچشم.
سقوط از طبقه سوم همان قدر درد آور است که سقوط از طبقه صدم! اگر قرار است سقوط کنم بگذار از جایی بلند باشد نه پست...!پائلو کوئلیو
پ.ن:تمام اين متن برگرفته شده از همین جمله بود و برداشت خودم ازش.
برچسب: سقوط از طبقه هفتم,سقوط از طبقه سوم همانقدر,سقوط از طبقه سوم,سقوط از طبقه نهم,سقوط از طبقه پنجم در یزد,سقوط از طبقه دوازدهم,سقوط از طبقه 12,سقوط بچه از طبقه چهارم,سقوط دختر از طبقه سوم,فیلم سقوط از طبقه پنجم,
نویسنده: علی شاکری
تاريخ: چهارشنبه
21 مهر
1395 ساعت: 18:38